پرهیزکاران چـه کسانی هستند؟
آیات بعد مشخصات پرهیزکاران را مشخص و معین کرده است:
"الـذیـن یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوه و مما رزقنا هـم ینفقون"
"متقیان و پـرهیزکاران کسانی هستند کـه ایمان دارند و باور کرده اند که این جهان دارای جان و روحی است و ظاهر عالم باطنی دارد. بوجود خداوند، عالم لاهوت، جبروت وملکوت ایمان دارند به وجود ارواح و روانهای گذشتگان وفرشتگان و موجوداتی که از دید انسانها غایب هستند. پرهیزکاران کسانی هستند که نمازودعا می خوانند و به غیب توجه می کنند و چون ایمان به غیب دارند می کوشند تا با غیب عالم و جان جهان ارتباط برقرار کنند، که "الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوه"
از ظاهر آیه اینطور می فهمیم که این ایمان به غیب هنوز ایمان و باوری در حدود علم الیقین است و در پله و مرحلة اول ایمان و باور می باشد، لذا نماز می خوانند تا به مرتبة عین الیقین برسند و پرده از جلو دیدگانشان کنار رود و آنچه را کـه قبلا" باور کرده اند ببینند. دیدن غیب و فرشتگان و روانها و عالم پس از مرگ و بهـشت و دوزخ قبـل از آنکه تحول پیدا کنیم و به آن عالم برویم مقـام "عیـن الیقیـن" و معرفت محسوس و مشاهده ای و تجربی و ایمانی است.پس معرفت پرهیزکارانی که به غیب ایمان دارند در حد علم الیقیـن اسـت که با خواندن نماز به عین الیقین تبدیل می شود و ایمانشان قویتر می گردد.
اگر شما از راه مطالعة قرآن و شنیدن روایات ائمة اطهار ایمان داشته باشید جزء پرهیزکاران هستید، البـته به شـرط اینکه سایر ابعاد پرهیزکاری را داشته باشید.ولی انسان به ایمانی در مرتبة علم الیقین قانع نیست یعنی اگر از زبان قرآن می شنود که عالم غیبی هست و فرشتگان و عالم ملکوت وجود دارد، میل دارد این عوالم را ببیند و حس و تجربه و آزمایش کند تا به مرتبة عین الیقین و ایمان حسی و اعتقاد تجربی برسد. قرآن می فرماید از نشانه ها و علائم پرهیزکاران اینست که به غیب ایمان دارند و برای تقویت آن نماز می خوانند تا به معرفت کاملتری برسند."و مما رزقنا هم ینفقون" یکی دیگر از ابعاد تقوی چنانکه در قرآن آمده، انفاق در راه خدا از آنچه که او به عنوان روزی عنایت فرموده، می باشد. پرهیزکاران ایمان به غیب دارند و نماز می خوانند و از آنچه که خداوند به عنوان روزی به ایشان عنایت فرموده انفاق می کنند. از نظر خدا خدمت به خلق و پرداخت مالیات، سه مرحله برای پیروان اسلام مقرر شده است.
مرحلة اول پرداخت مالیاتهای واجب مثل خمس و زکات است که می باید طبق قانون اسلام مالیاتی مقرر از آنچه خدا به شما عطا کرده به فقرا و مستمندان و یا دولت پرداخت کنید. مرحلة دوم انفاق است به این معنی که شما بقدر رفع احتیاج و نیازهای شخصی برای خود نگهداری و اضافة مال دنیا را در راه خداوند به دیگران ببخشی.
بعد مرحلة ایثار است که شما از آنچه داری خودت استفاده نکنی و همه را به دیگران عطا کنی. مثلا شما از مال حلال غذائی پخته ای و می خواهی استفاده کنی، بقدر رفع احتیاج خود، مصرف و بقیه را در راه خدا به فقرا و مستمندان می دهی، این انفاق است که گفتیم مرتبة دوم بذل و بخشش است. "و مما رزقنا هم ینفقون."
پرهیزکاران ازآنچه خداوندبه ایشان عطافرموده به اندازةرفع احتیاج استفاده می کنندوبقیه رادرراه خدامی بخشند. انفاق تنها شامل مسائل مادی و اقتصادی نیست، در این آیه از آنچه خداوند عطا و عنایت کرده به عنوان روزی سخن رفته است، مال و وقت و دانش، نیروی جسمی و هنر و غیره و آنچه عطا فرموده است روزی می باشد. اما مرحلة ایثار اینست که غذای تهیه شده را به فقرا و نیازمندان می بخشی و خودت هیچ استفاده ای نمی کنی.
"و یؤثرون به اموالهم و انفسهم خصاصا" "ایثار می کنند از اموال و جانشان مخصوصا." بعد اول پرهیزکاری ایمان به غیب، بعد دوم نماز و دعا و کوشش برای ارتباط با غیب، بعد سوم انفاق و بعد چهارم ایثار است.
پرهیزکاری ابعاد دیگری نیز دارد. "ولذین بما انزل الیک و ما انزل من قبلک" پرهیزکاران کسانی هستند که به آنچه بر پیامبر اسلام و انبیاء قبل از ایشان نازل شده است ایمان دارند. پس بعد دیگر تقوی و پرهیزکاری، ایمان و باور داشتن احکام و تعالیمی است که بر پیغمبر اسلام و پیامبران گذشته نازل شده است. پس پرهیزکار به وحدت ادیان معتقد است و همه کتب و رسل انبیاء گذشته را از جانب خدای متعال می داند.
بعد دیگر تقوی و پرهیزکاری ایمان به عالم پس از مرگ، بقا روح بعد از مرگ و ایمان به روز رستاخیز و حساب است که قرآن در آیة بعد می فرماید:
"و بالاخره هم یوقنون" "آنها به روز بازپسین و آخرت یقین دارند."
اینها ابعاد یک فرد پرهیزکار بود وقرآن می فرماید فردی که دارای چنین صفات و مشخصات پرهیزکاری است، باید هدایت شود و یا اینکه هدایت می شود. و امام یا المهدی شخصی را که دارای صفات پرهیزکاران است هدایت می کند.
"اولئک علی هدی من ربهم و اولئک هم المفلحون" آن کسانی که دارای همة ابعاد تقوی هستند یک راهنمائی و هدیه یا هدایتی نزد پروردگارشان خواهند داشت و چون آن را از پروردگار دریافت کنند، آنوقت رستگار هستند و اهل نجات و فلاح و رستگاری می باشند.
در اینجا برای افراد ظاهر بین سوالی مطرح است: کسی که به غیب ایمان دارد و نماز می خواند و به آنچه که پیامبر اسلام و سایر انبیاء قبل از ایشان نازل شده و نیز به روز جزا ایمان دارد، مگر هنوز هدایت نشده است، که باید به دست المهدی یا امام یا هادی دوران و یا پروردگار دانای توانا هدایت شود؟ این انسان پرهیزکار با این همه تقوی چه کسری دارد که باید احتیاج به هدایت داشته باشد؟
علمای ربانی می فرماید: هدایت بر دو نوع است.
هدایت به عنوان ارائة طریق.
هدایت به عنوان ایصال به مطلوب.
برای روشن شدن این دو مرحله و یا این دو نوع هدایت مثالی می زنیم: شما می خواهید به منزل دوستتان بروید، از شخصی آدرس منزل او را می پرسید و او به شما نشانی می دهد یعنی ارائة طریق می کند و می گوید: مکتب روحی و تطهیر اخلاقی وحدت نوین جهانی: جادة دماوند، ابتدای منطقه تهرانپارس ـ خیابان صد و پنج ـ خیابان صد و ده شرقی پلاک چهل و یک.
تا اینجا او شما را راهنمائی کرده و راه را به شما نشان داده است که این راهنمائی و هدایت را ارائة طریق می گویند. اما یک وقت آدرس را می پرسی و او ارائة طریق می کند و علاوه بر آن خودش همراهت می آید و می گوید اینجا سالن وحدت نوین جهانی است.
این راهنمائی که شخص راهنما جلوبیفتد و کوچه به کوچه ببرد تا شمارا به مقصود برساند، هدایت ایصال به مطلوب نامیده می شود. یک فرد پرهیزکار بوسیلة پیامبران و قرآن از هدایت نوع اول که ارائه طریق باشد برخوردار شده است و فهمیده که غیبی هست و باید نماز بخواند تا با غیب مربوط شود و به آخرت یقین آورده.
یک فرد پرهیزکار فهمیده است که کار انبیاء گذشته بجا بوده و وحدت ادیان صحیح است. یک پرهیزکار سطح معرفتش آنقدر بالا رفته که می داند روزی، روزانه حواله می شود و روزی هیچکس برای ده سال بعد حواله نشده و چون نمی داند که فردا زنده است یا خیر، صرفه جوئی نمی کند. پرهیزکار می داند که عالم تشکیلاتی مثل اداره دارد و هر روز در جای خود به حساب می آید، پس نسبت به خداوند بدبین نیست و خدا را غافل نمی داند و بی توکل نیست و می داند که خودش امورش را اداره نمی کند، بلکه خدا در امور صاحب اختیار است. پس به غیب ایمان دارد.
اما این شخص پرهیزکار بوسیلة کتب انبیا و زبان بزرگان و راهنمایان دین هدایت شده است و می بایست ایصال به مطلوب نصیب او شود و احتیاج به امام و رهنمون و رهنما و هادی و مهدی دارد، تا آن راهنما و امام دستش را بگیرد و به خانة محبوب راهنمائی کند و او را به مقصود برساند. ایصال به مطلوب وصل شدن و رسیدن به محبوب و معبود است. مهدی چون خانة معشوق را بلد است سر راه می ایستد و عشاق و پرهیزکاران و مؤمنین و متقین را که آمادگی رسیدن به خانة معشوق را دارند به خانة معبود می رساند.
البته آنها باید از رهنما و مهدی پیروی کنند و دستوراتش را بکار ببندند تا به معشوق برسند. شما آدرس مکتب روحی وحدت را از دوستی پرسیده اید و او می خواهد شما را به تالار وحدت نوین جهانی برساند، آیا نمی باید در طی راه از او اطاعت کنید، تسلیم او باشید و مثل یک شیعه پیرو او باشید؟ اگر او گفت باید از خیابان بالایی برویم و شما تمرد کردی معلوم است که احتیاج به راهنما نداری.
تـرسم نـرسی بـه کعبه ای اعرابی کـاین ره که تو میـروی به ترکستان است
منبع:وحدت